نقش کلیدی مددکاری اجتماعی در حمایت از بیماران کلیوی و خانوادهها
نارسایی کلیه به معنای کاهش شدید توانایی کلیهها در انجام وظایف حیاتی مانند تصفیه خون، دفع مواد زائد و تنظیم تعادل مایعات، الکترولیتها و اسید–باز است. در این وضعیت، تجمع سموم و مایعات اضافی نهتنها بدن، بلکه کل ساختار زندگی بیمار و خانواده او را تحتتأثیر قرار میدهد.
نارسایی کلیه یک بیماری صرفاً پزشکی نیست؛ بلکه یک بحران روانی، اجتماعی و اقتصادی مزمن محسوب میشود.
مشکلات چندبعدی بیماران دیالیزی:
با شروع درمان جایگزین کلیه، چالشهای جدیدی در زندگی بیمار ظاهر یا تشدید میشوند:
چالشهای اصلی بیماران دیالیز:
• وابستگی طولانیمدت به درمان و کاهش استقلال فردی
• افت محسوس کیفیت زندگی و کاهش احتمال بازگشت به کار
• نرخ بالای مرگومیر و بستریهای مکرر
• افت شدید وضعیت اقتصادی خانواده

چالشهای فرعی بیماران دیالیز:
• برنامه درمانی پیچیده، زمانبر و فرساینده
• موانع مالی در توانبخشی شغلی (مانند قطع مستمریها)
• کاهش منابع حمایتی اجتماعی
• بروز واکنشهای روانی مانند اضطراب، افسردگی، خشم و ناامیدی
رسیدگی به این فشارها بدون مداخله حرفهای روانی– اجتماعی، عملاً موفقیت درمان دیالیز را تهدید میکند.
مددکاری اجتماعی درمان؛ حلقه گمشده مراقبت دیالیز:
مددکار اجتماعی درمان، که در نظام سلامت ایران با عنوان "مددکار بهداشت و درمان" شناخته میشود، نقش محوری در افزایش کارکرد اجتماعی بیمار و خانواده او دارد. هدف اصلی مددکاری اجتماعی در دیالیز، قابلتحمل و پایدار کردن درمان مزمن است.
مددکار اجتماعی بهصورت نزدیک با پزشکان، پرستاران، متخصصان تغذیه، بیماران و خانوادهها همکاری میکند و معمولاً اولین اقدام او، ارزیابی جامع روانی– اجتماعی بیمار است.
وظایف و مسئولیتهای کلیدی مددکار اجتماعی در همودیالیز:
• انجام ارزیابیهای روانی–اجتماعی مستمر و ارائه مشاوره فردی و خانوادگی
• مدیریت پرونده (Case Management) با رویکرد زیستی–روانی– اجتماعی
• هماهنگی خدمات حمایتی شامل بیمه، مستمری، حملونقل، توانبخشی شغلی و NGOها
• همکاری فعال با تیم درمان بینرشتهای و مشارکت در تصمیمگیریهای مراقبتی
• توسعه منابع حمایتی در سطح مرکز و جامعه
• طراحی و اجرای برنامههای آموزشی و گروهی برای بیماران، خانوادهها و کارکنان
• مستندسازی دقیق، مشارکت در ارتقای ایمنی و کیفیت خدمات
• بهروز ماندن علمی و شرکت در آموزشهای تخصصی حوزه نفرولوژی و مددکاری
چرا مدرک کارشناسی ارشد برای مددکاران دیالیز ضروری است؟
پیچیدگی مشکلات بیماران ESRD بهگونهای است که آموزش کمتر از کارشناسی ارشد مددکاری اجتماعی (MSW) پاسخگوی نیازهای آنان نیست. کاهش الزامات آموزشی، مستقیماً منجر به:
• افت کیفیت مداخلات روانی– اجتماعی
• کاهش پایبندی بیمار به درمان
• بدتر شدن پیامدهای بالینی و کیفیت زندگی
بنابراین، حضور مددکاران اجتماعی با مدرک MSW یک ضرورت درمانی است، نه یک انتخاب اختیاری.
مستندسازی مددکاری اجتماعی در دیالیز:
مستندسازی حرفهای، ستون فقرات مداخلات مددکاری است و شامل سه بخش اصلی میشود:
1.ارزیابی اولیه
2.برنامه مراقبتی
3.یادداشت پیشرفتهای بیمار
مهمترین معیارهای ارزیابی بیماران دیالیز:
• وضعیت سلامت عمومی و بیماریهای همراه
• کفایت دیالیز، فشار خون و مدیریت مایعات
• وضعیت آزمایشگاهی، دارویی و واکسیناسیون
• ارزیابی کمخونی و اختلالات استخوانی کلیوی
• وضعیت تغذیه، روانی– اجتماعی و حمایت خانواده
• نوع دسترسی دیالیز و شرایط نگهداری آن
• آمادگی برای پیوند کلیه و دلایل عدم صلاحیت
• نیاز به توانبخشی شغلی و جسمانی
الگوریتم تریاژ مددکاری اجتماعی:
در تریاژ مددکاری اجتماعی دو الگوریتم کلیدی وجود دارد:
1.تعیین اولویت رسیدگی اورژانسی بر اساس امتیازدهی به چهار شاخص اصلی
2.ارزیابی نیاز به حمایت اقتصادی در زمان ترخیص
این الگوریتمها به تصمیمگیری عادلانه، شفاف و مبتنی بر داده کمک میکنند.

پس از آنکه راندهای لازم انجام گرفته و مداخلات لازم صورت گرفته؛ در هنگام ترخیص چنانچه بیمار نیاز به حمایت اقتصادی داشته باشد، الگوریتم زیر اجرا می شود:

چالشهای مددکاری اجتماعی دیالیز در ایران:
• نبود جایگاه رسمی و الزام قانونی در واحدهای دیالیز
• کمبود منابع مالی، فضای فیزیکی و نیروی متخصص
• همکاری ضعیف بینبخشی با بیمهها و نهادهای حمایتی
• تقلیل نقش مددکار به امور اداری
• فرسودگی شغلی بالا
• کمبود آموزشهای تخصصی و دادههای پیامد محور
راهکارهای پیشنهادی درباره مددکاری اجتماعی و دیالیز:
• الزام حضور مددکار اجتماعی در آییننامههای وزارت بهداشت
• تعیین نسبت استاندارد مددکار به بیمار (حداکثر 7۰–60 بیمار)
• طراحی دورههای تخصصی مددکاری دیالیز
• تعریف شاخصهای عملکرد و ارزیابی اثربخشی مداخلات
منابع:
• راهنمای پیادهسازی فرم مددکاری اجتماعی بیمارستان




.jpeg&w=1536&q=75)
